تبليغاتX
** تـَــلـَـنـگـُـر **
** تـَــلـَـنـگـُـر **
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت علامه حسن زاده آملي :
زمانی به یکی از اساتیدمان اصرار کردیم که به ما توصیه ای کند، فرمودند:
از امروز قول بدهید از عبادات خود توبه کنید، نمازهایتان از روی عادت نباشد، برای حور و غلمان نباشد، بلکه بخاطر ترس از جهنم هم نباشد، عمل باید احسن باشد که لیبلوکم ایکم أحسن عملا

گناه را مراتب است از گناه پیش پا افتاده چون سرقت و کذب و قمار و نحوها، تا پله پله انسان به جایی می رسد که عبادتش را گناه می بیند و بعد خودش را که وجودک ذنب لایقاس به ذنب
سعدی گوید:
عابدان از گناه توبه کنند عارفان از عبادت استغفار
ارسال در تاريخ جمعه 29 آبان1388 توسط تـنـهـا

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.

 پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی، گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم

و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست.

 گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.

مگوی اندوه خویش با مردمان

که لاحــول گویند شادی کنان

ارسال در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط تـنـهـا
سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است تبعيد امام خميني به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و تسخير سفارت امريكا در 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند، ولي هر يك در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند.
سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است تبعيد امام خميني به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و تسخير سفارت امريكا در 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند، ولي هر يك در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.


تبعيد امام خميني
در 13 آبان 1343 امام خميني توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد در پي اعتراض امام به سياستهاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست. امام 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان برگزار شد، با ايراد نطقي جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را تشريح كردند. امام در سپيده دم 13 آبان توسط يك گروه از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ بازداشت شدند و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند. اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود:
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.»1


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 13 آبان1388 توسط تـنـهـا
شعري تكان دهنده از شاعر معاصر عليرضا قزوه
 
************************************
خلیفه نیستی

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانی

و جای پنج سال

می‌شد که پنجاه سال حاکم باشی

می‌شد که شامات را

چون دندانی کند و پراکند

که سهم بچه‌های ابوسفیان باشد

و در امارت کوفه

کاری هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

می‌شد هر سال

به هند و پارس

به چین و ماچین دعوت شد

سلطان روم

به افتخار حضورت برپا کند

چیزی شبیه همین ضیافت‌های شام

در تالارهای آینه و مرمر

و پشت درهای بسته

می‌شد حسین و حسن را با خود همراه کرد

یکی مشاور اعظم

یکی وزیر خزانه‌داری کل

می‌شد کاری کرد

که جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‌دار باشد

یا کاره‌ای که زهر نریزد

یا نه

حکومت ایران هم می‌شد که سهم حسن باشد
حکومت عراق، سهم حسین

حتی عقیل را می‌شد سه چهار سالی

با حقوق ارزی آن روز

به اندلس فرستاد

می‌شد محمد حنفیه

سفیر سازمان ملل باشد

مانند این پسرخاله‌ها

که تا هنوز و تا همیشه سفیرند!


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 18 شهریور1388 توسط تـنـهـا
گزيده اي از الهي نامه حضرت علامه ، حسن حسن زاده آملي :
...
الهي، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده!
الهي، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
الهي، چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است، و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.
الهي، ما همه بيچاره‌ايم و تنها تو چاره‌اي، و ما همه هيچ كاره‌ايم و تنها تو كاره‌اي.
الهي، واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم!
الهي، چون تو حاضري چه جويم، و چون تو ناظري چه گويم.
الهي، چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت، و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت.
الهي، چون عوامل طاحونه، چشم بسته و تن خسته‌ام؛ راه بسيار مي‌روم و مسافتي نمي‌پيمايم. و اي من اگر دستم نگيري و رهايي‌ام ندهي!
الهي، خودت آگاهي كه درياي دلم را جزر و مدّ است؛ يا باسط بسطم ده، و يا قابض قبضم كن!
الهي، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم، تو از ما بگذر!
الهي، عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد كرد؟
الهي، همه گويند خدا كو، حسن گويد جز خدا كو.
الهي، همه از تو دوا خواهند،‌و حسن از تو درد.
الهي، آن خواهم كه هيچ نخواهم.
الهي، اگر تقسيم شود به من بيش از اين كه دادي نمي‌رسد، فلك الحمد!
الهي، ما را يارايِ ديدن خورشيد نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم؟!
الهي، همه گوينده بده، حسن گويد بگير.
الهي، همه سرِ آسوده خواهند، و حسن دل آسوده.
الهي، همه آرامش خواهند، و حسن بي‌تابي؛ همه سامان خواهند، و حسن بي‌ساماني.
الهي، انگشتري سليماني‌ام دادي، انگشت سليماني‌ام ده!
الهي، سرماية كسبم دادي، توفيق كسبم ده!
الهي، اگر ستّار العيوب نبودي، ما از رسوايي چه مي‌كرديم؟
الهي، من الله الله گويم، اگر چه لا إله الّا الله گويم.
الهي، مست تو را حدّ نيست، ولي ديوانه‌ات سنگ بسيار خورد. حسن مست و ديوانة تو است.
الهي، ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.
الهي، علمم موجب ازدياد حيرتم شده است؛ اي علم محض و نور مطلق، بر حيرتم بيفزا!
الهي، اگر از من پرسند كيستي، چه گويم؟
الهي، هر چه بيشتر فكر مي‌كنم دورتر مي‌شوم.
الهي، گروهي كوكو گويند و حسن هوهو.
الهي، شكرت كه كورِ بينا و كرِ شنوا و گنگِ گويايم.
الهي، درويشان بي‌سروپايت در كنج خلوت، بي‌رنج پا سير آفاق عوالم كنند، كه دولتمندان را گامي ميسّر نيست.
الهي، اگر گُلم و يا خارم از آنِ بوستان يارم.
الهي، فرزانه‌تر از ديوانة تو كيست.
الهي، دولت فقرم را مزيد گردان!
الهي، شكرت كه فهميدم كه نفهميدم.
...
ارسال در تاريخ جمعه 26 تیر1388 توسط تـنـهـا
قالب وبلاگ